نخستین چیزی که در دشت مسطح پاسارگاد کهن به چشم مسافر می‌خورد، آرامگاهی است که ایرانیان می‌گویند مدفن مادر سلیمان پادشاه است، لیکن برخی از مؤرخان عهد قدیم دلیل می‌آورند که آن‌جا مقبره‌ی کورش است؛ در عین حال تعدادی نیز در رد این موضوع می‌گویند این بنا یادبود پهلوان ناشناخته‌ای در عهد کهن می‌باشد. بنا از تخته‌سنگ‌های حجیم مرمر و ایستاده بر قاعده‌ای مرکب از شش تخته سنگ مرمرین دیگر ـ که با ضخامت فوق‌العاده زیادی روی هم قرار دارند ـ ساخته شده است. هرچه بالاتر می‌رویم، از ضخامت تخته سنگ‌های تراس‌مانند  ـ که مجموعاً شش پله را تشکیل می‌دهند ـ کاسته می‌شود. بنای بالای پله‌‌ها اتاقی است که کف و سقف آن هر یک شامل تخته سنگ عظیمی از مرمر است. مدخل تنگ و کوتاه آن همیشه باز است. مسلمانان از داخل آن برای عبادت استفاده می‌کنند و برای این منظور همیشه چند قرآن در آن‌جا می‌گذارند. پس از این‌که با مشکل زیاد و با کمک دست از پله‌های بزرگ بالا رفتم و اجازه‌‌ی دخول به درون آرامگاه را کسب کردم، از سطوت منظر آن حیران شدم. مدتی با تعجب به تخته سنگ‌های عظیمی خیره شدم که جابه‌جاکردن آن‌ها ناممکن به نظر می‌رسید. اسامی بسیاری از سیاحتگران مشهور اروپایی بر پله‌های مرمرین منقور بود و نیز خطوط بسیاری به زبان عربی و فارسی بر دیوارها دیده می‌شد. 

زندگی و سفرهای وامبری؛ ترجمه‌ی محمدحسین آریا؛ علمی و فرهنگی، چاپ اول: ۱۳۷۲، صفحه‌ی ۱۱۱ و ۱۱۲

منبع : سـِـفــر سَــفــر |یادگاری‌‌نویسی مسافران قدیمی بر دیواره‌ی آرامگاه کورش
برچسب ها : تخته ,تخته سنگ‌های